X
تبلیغات
sizin hamraz - میرزا جعفر خامنه ای
تاریخی - فرهنگی - ادبی

 

همبستگی روزنامه نگاران در انقلاب مشروطه

                         نسیم شمال و میرزا جعفر خامنه ای

رضا همراز

 

 

روزنامه ها بدون شک در پیشبرد نهضت مشروطه نقش ارزند ه ای داشته اند . مثلا روزنامه ی معروف ملانصرالدین که به همت والای جلیل محمد قلی زاده نشر می یافت نقشش بسیار چشمگیر بود و خدماتش همچنان در تاریخ مطبوعات و نهضت مشروطیت به نیکی یاد خواهد شد . از این رو روزنامه نگاران زیادی با الگو قرار دادن آن در مقابل محمد علی شاه مخلوع ایستادند و نام نامیشان ر ا زینت بخش صفحات زرین تاریخ کردند . از روزنامه هایی که به نحوی از انحا از سبک و سیاق روزنامه ی ملانصرالدین متاثر بودند می توان به روزنامه های آذربایجان به صاحب امتیازی علیقلی صفر اف؛ عنکبوت به صاحب امتیازی میرزا باقر نطاق تبریزی؛ نسیم شمال به صاحب امتیازی اشرف الدین قزوینی ؛ صور اسرافیل به صاحب امتیازی میرزا جهانگیر خان صور اسرافیل  و... اشاره کرد .

(( با توجه به اینکه در بعضی از تصاویر انتقادی روزنامه ها و مجلات صدر مشروطیت و نیز اشعار ملک الشعراء بهار ؛ علامه علی اکبر دهخدا ؛ اشرف الدین قزوینی ( نسیم شمال ) اثر نمایانی از تصاویر و مندرجات نشریه ملانصرالدین به وضوح دیده می شود و می توان نهضت مشروطه ایران و مطبوعات جدید این کشور را تا حد زیادی مدیون اثرات شگرف این نشریه و نویسندگان آن که همه آذربایجانی بوده اند دانست  )) چون صحبت از نسیم شمال گردید بی مناسب نخواهد شد نظر و گذری به زندگانی این شاعر نیز داشته باشیم . مرحوم سید اشرف الدین حسینی قزوینی ( نسیم شمال ) به سال 1288 هجری در قزوین دیده به هستی گشود و تحصیلات مقدماتی را در موطن خود طی کرد . تقریبا 12 ساله بود که ساز نجف اشرف می کند و طی اقامت پنج ساله ؛ دروس دینی را تکمیلا آموخته و پس از مراجعت به ایران در رشت رحل اقامت می افکند . در آنجا روزنامه نسیم شمال را منتشر می کند که مورد توجه آحاد با سواد قرار می گیرد . وی پس از عمری در سال 1312 شمسی رخ در نقاب  خاک کشیده و در این بابوبه  واقع در شهر ری آرام می یابد . مهمترین اثر وی دیوان شعری است موسوم به (( باغ بهشت )) که به قولی خود از میان آثارش مدون کرده است . نسیم شمال صرف نظر زبانهای ترکی و فارسی به زبان عربی نیز مسلط بوده و در این سه زبان دارای اشعاری است که بیشتر این اشعارش را به زبان فارسی سروده . عده ای معتقدند که چون نسیم شمال زبان ترکی را نیکو می دانست ( برخی نیز اعتقاد دارند که زبان مادری وی بود ه ) از روزنامه ملانصرالدین به وفور استفاده می کرد و از این بابت حق عظیمی برگردن فارسی زبانان دارد . چرا که وی اشعار این روزنامه را به فارسی ترجمه و در روزنامه خود نشر می کرد . وی بیشتر اشعارش را چنانکه ذکرش گذشت به تاسی از صابر شیروانی سرود ه و گاهی با ملانصرالدین آن روزنامه معروف و مردمی سر به سر می گذاشت –

طعنه بر ملت ایران مزن آی  ملا عمو

نقب در خانه ویران مزن آی ملا عمو...

گرچه مدهوش ایدی انسانلاری ایرانلی لارین

ایندی با هوش اولوب اوغلانلاری ایرانلی لارین

طیب و طاهر ایمیش قانلاری ایرانلی لارین

حرف گیلان و صفاهان مزن آی ملا عمو ...

یاشاسون دهرده قانون  محمد (ص) یاشاسون

تخت مشروطه و سلطان میز احمد یاشاسون

خاک ایران ابد الدهر مخلد یاشاسون

صدمه بر نرگس و ریحان مزن آی ملا عمو

 باز در جایی با عنوان عتاب  خطاب به ملانصرالدین تفلیسی سروده

هر چند توئی قدوه احرار آملا

شعر تو بود لولو شهوار آملا

نام تو بود شهره اقطار آملا

با این همه شیرینی گفتار آملا

بیهوده مزن چانه ی بسیار آ ملا...

مرحوم نسیم شماره ای از نشریه ملانصرالدین را از چشم تیزبین خود به دور نمی گذاشت و کمتر اتفاق می افتاد که وی مطلبی را از آن روزنامه ترجمه و در روزنامه ی خود منتشر ننماید . از این رو بود که ملک الشعرا بهار ضمن نامه ی خود به صادق سرمد با تصدیق مرغوبی شیوه و تازگی سبک سید اشرف ؛ نسبت انتحال به او می دهد

احمد ای سید اشرف خوب بود

احمدا گفتن از او مطلوب بود

شیوه اش مرغوب بود

سبک اشرف تازه بود و بی بدل

لیک هوپ هوپ نامه بودش در بغل

بود شعرش منتحل

هر چند ممکن است بگوییم که سید اشرف نمی دانسته است اشعاری که به امضاهای مستعار در روزنامه ی ملانصرالدین چاپ می شود از صابر است اما شرط امانت این بود که لااقل یک بار در روزنامه ی نسیم شمال اشاره کند که مضمون اشعار خود را از کدام منبع گرفته است و به هرحال این غفلت و تسامح عیب و نقصی برای او شمرده می شود . قسمتی از ترجمه های نسیم شمال را رحیم رضا زاده ملک در کتاب زبان برای انقلاب  هوپ هوپ آورده که بی مناسب نخواهد بود خوانندگان به آن کتاب رجوع نمایند . استاد ملک سخن شهریار تبریزی نیز در قطعه معروف خود

تورکون دیلی تک سئوگیلی احساسلی دیل اولماز

اوزگه دیله قاتسان بو اصیل دیل اصیل اولماز

به تعریض  به این سرقت های ادبی اشاره ای دارد و در مقابل معدل خوبی به صابر می دهد. چنانکه گوید

فارس شاعیری چوخ سوزلرینی بیزدن آپارمیش

صابر کیمی بیر سفره لی شاعیر پخیل اولماز

 به هر حال خدمات این روزنامه نگار بر همگان محرز است . افسوس که چنانکه در سطور بالا گذشت وی در 1312 خرقه تهی می نماید . گویند مرگش مثل بسیاری دیگر مشکوک و در هاله ای از ابهام بود . قبر نسیم شمال سالها گمنام بود . بنا به نوشته مولف روزنامه های ایران از آغاز تا سال 1329 ه. ق . این قبر روبروی مقبره سپهدار رشتی در ابن بابویه قرار دارد . محل قبر مزبور را  محقق فرزانه شادروان استاد ابراهیم فخرائی در سال 1364 به کمک پسر یکی از توزیع کنندگان روزنامه ی نسیم شمال پیدا نمود و به شش نفر از گیلانیان ساکن تهران که اشتیاق زیارت این قبر را داشتند نشان دادند. با هزینه ی آقای مهدی آستانه ای که یاد سید جلیل القدر را به خاطر خدمات با ارزش او به این کشور گرامی می دارند ؛ روی سنگ قبر قدیمی آن سنگی به وسعت تمامی قبر از مرمر کار گذاشته شد که نام مدیر روزنامه ی نسیم شمال بر آن نقش بسته است . البته نا گفته نماند که تعدادی از روزنامه های صدر مشروطه مدیون روزنامه ی ملانصرالدین می باشند . مثلا علامه علی اکبرخان دهخدا ی قزوینی همشهری نسیم شمال نیز بارها از روزنامه ی پر آوازه و رشک انگیز ملانصرالدین  تاثیر پذیر بوده . علامه دهخدا ستونی را در صور اسرافیل به نام چرند و پرند می نوشت که مورد توجه همگان قرار می گرفت . وی در یکی از شماره های آن در شش بند خطاب به ملانصرالدین چنین می گوید

چرند و پرند

مردود خدا رانده ی هر بنده آکبلای

از دلقک معروف نماینده آکبلای

با شوخی و با مسخره و خنده آکبلای

از مرده گذشتی و نه از زنده آکبلای

هستی تو چه یک پهلو و یک دنده آکبلای

=+=+=+=

نه بیم زکف بین و نه جن گیر و نه رمال

نه خوف ز درویش و نه از جذبه نه از حال

نه ترس ز تکفیر و نه از پیشتو شاپشال

مشکل ببری گور سر زنده آکبلای

هستی تو چه یک پهلو و یک دنده آکبلای

+=+=+=

صد بار نگفتم که خیال تو محال است

تا نیمی از این طایفه محبوس جوال است

ظاهر شود اسلام در این قوم خیال است

هی باز بزن حرف پراکنده آکبلای

هستی تو چه یک پهلو و یک دنده آکبلای...

علی الظاهر این شعر مورد توجه جمعی از قاطبه ی شعرا و اهل دل قرار گرفته و منجر به آفرینش چندین نظیره می شود .مرحوم میرزا جعفر خامنه ای که خود یکی از مشروطه خواهان دلیرآذربایجان ؛شاعر نوپرداز و همچنین یکی از بنیانگزاران شعر نو در ایران بود در پنجم شهر ذیقعده الحرام 1325 شعری با عنوان ( فی الهزل ) خطاب به جریده  ی صور اسرافیل می سراید. از فحوای این شعر مستفاد می شود که مشروطه چیان آن دوره از مندرجات روزنامه های وقت مطلع می شدند و در صورت لزوم به همدیگر جواب می دادند . اکنون به اتفاق می خوانیم شعر شادروان میرزا جعفر خامنه ای را .

ای پیر جهان دیده و فرزانه آکبلای

وی با مزه روشن دل و مردانه آکبلای

دارم بتو یک پند حکیمانه آکبلای

آیا بپذیری زمنش یا نه آکبلای ؟

این قدر مخوان قصه ؛ مزن چانه آکبلای

شاپشال کشیده است اگر پشتو و ششلول

دستش نکنددرد زهی طاعت مقبول

بسپار تو در قاهره او را بابی الهول

بگذار در اهرام کنند خانه آکبلای

بیهوده مخوان قصه مزن چانه آکبلای

گیرم که امیراعظم ما دوش به طهران

مشروطه طلب گشت و قسم خورد به قرآن

تا رفت به گیلان بشکست آن همه پیمان

پیمان نرود سر سر پیمانه آکبلای

بیهوده مخوان قصه مزن چانه آکبلای

گر ظلم کند حاکم کرمان به اهالی

شهزاده بود نیست بر او بحث و سوالی

حال آنکه فرستد به تو قالیچه و قالی

تا فرش کنی خانه و کاشانه آکبلای

بیهوده مخوان قصه مزن چانه آکبلای ...

منابع  و ماخذ و توضیحات

1-  روزنامه های ایران از آغاز تا سال 1329 ه . ق 1289 ش/ برداشتی از فهرست  ه.ل رابینو ترجمه و تدوین جعفر خمامی زاده ، نشر اطلاعات 1372 صص241-242

2-  نسیم شمال ص 201 / اشرف الدین حسینی قزوینی

3-  همان

4-  سیمای تاریخ و فرهنگ قزوین / ج 2 ؛ نشر نی چاپ اول 1377 ؛ تهران صص 1373-1372

5-  زبان برای انقلاب هوپ هوپ / رحیم رضا زاده ملک ؛ چاپ اول 1357 ؛ تهران , نشر سحر / همچنین بنگرید به کتاب مستطاب از صبا تا نیما

6-  جان باختگان روزنامه نگار ؛ علی اکبر قاضی زاده , نشر جامعه ایرانیان ؛ تهران 1380 ص 383

7-  رابینو- پیشین ص 250

8-  صور اسرافیل شماره 17 از سال اول ؛ پنجشنبه 14 شوال 1325 هجری

9-  یادداشتهای شخصی نویسنده این سطور

10-              راجع به حیات علمی مرحوم میرزا جعفر خامنه ای بنگرید به مقاله ی راقم با عنوان (( آذربایجان و مکتب تجدد )) مندرج در فصلنامه ی فرهنگی وارلیق ؛ بهار و تابستان 1378

11-              دیوان خطی میرزا جعفر خامنه ای

12-              مرحوم علامه علی اکبر خان دهخدا صاحب لغتنامه ارزشمند دهخدا صرف نظر از چندین کار بزرگ و کوچک مولف کتاب چهار جلدی امثال حکم نیز بودند.  این کتاب پر ارج مشحون و مملو از لغات و امثال ترکی است که وی با مهارت خاصی آنها را به زبان شیرین فارسی ترجمه کرده بود

13-              کلیات ترکی شهریار استاد سید محمد حسین شهریار ؛ گرد آورنده اصغر فردی نشر بین المللی الهدی، تهران - آذر ماه 1371 ص 109

14-              آن مرحوم زمانی نیز داستان خواهر هارون الرشید اثر نویسنده نامدار عرب جرج زیدان را با عنوان اصلی( العباسه اخت الرشید) را از عربی به فارسی ترجمه و در روزنامه ی حبل اللمتین کلکته نسبت به چاپش اقدام نمود . مقدمه این اثردر شماره 27 از سال سیزدهم نشریه مذکور به تاریخ 13 محرم الحرام 1324 هجری درج گردیده بود نظر به اهمیت این ترجمه و مقدمه مترجم آن یعنی میرزا جعفر خامنه ای ذیلا  تقدیم می گردد .

داستان عباسه اخت الرشید         

مقدمه مترجم

بعون و یاری ایزد بی همتا ؛ شروع بنگارش ترجمه داستان (العباسه اخت الرشید ) تالیف فاضل جامع و دانشمند بارع علامه تاریخی جناب ( جرجی زیدان ) منشی محترم مجله شهیره ( الهلال ) مینمائیم ؛ و البته بر ضمیر منیر دانشمندان آگاه و اهل خبر پوشیده و پنهان نیست ؛ که مولفات ( جرجی زیدان ) در عالم معارف و میدان مطبوعات حایز رتبه تقدم و دارای شان و مقام اولیت میباشد . در همه جای عالم فضلای معظم نگارشات فایقه فاضل مومی الیه را پسندیده و بعین محمدت و اسیتحسان در پذیرفته اند . بنحویکه میتوان گفت نظیر آن در باره مولفات هیچ یک از نویسندگان عرب و فارس و ترک در عهد جدید دیده نشده ؛ چنانکه تاکنون اکثر تالیفاتش بلغات مختلفه حتی بعضی از آنها از جمله السنه اروپا بزبان فرانسه و انگلیسی و روس ترجمه شده اند و این یک مطلب بنظرم از برای دانستن امتیاز و اعتبار این مولفات فایقه برهانی قاطع و دلیلی ساطع تواند بود و هم قدر و منزلت مولف را بهتر نشان میدهد که گفته اند ( گواه عاشق صادق در آستین باشد ) امروز ( جرجی زیدان ) در میان مصریها همان شان و مقام  را دارد که ( ژول ورن ) ادیب مشهور فرانسوی در میان فرانسویها ؛ خلاصه از جمله تالیفات ( جرجی زیدان ) یکی هم سلسله روایات تاریخ اسلام است ؛ که از صدر اسلام بلکه قدری هم از روزهای پیشین از ایام جاهلیت گرفته ؛ تمامی وقایع مهمه و حوادث تاریخی را که در دولت اسلام رخ نموده ؛ هر یک وقعه بزرگی را در ضمن یک حکایت شیرین و سودمند و طی یک رساله خوشگوار و دلپسند بنظر طالبان حقایق و اطلاعات میرساند ؛ کسی که شروع بمطالعه یکی از این سرگذشتها ی عاشقانه نماید و بآخرش نرسد مگر در حالتیکه بسیاری از حقایق تاریخی و نکات فلسفی و معلومات سودمند ادبی را آگاهی حاصل کرده باشد ؛ بنحویکه از اثر کلک نادره کار مولف فاضل ؛ گویا که خود مطالعه کننده حاضر بوده و برای العین  همه را دیده است و این کتاب ( عباسه اخت الرشید ) که ما در صدد ترجمه آن بزبان فارسی میباشیم ؛ و آن را بوسیله جریده (حبل المتین) تقدیم محضر انور دانشمندان و هموطنان محترم میداریم , حلقه دهم همان سلسله میباشد و موضوعش عبارت ار بیان حال برمکیان ایرانی در عهد خلفایی عباسیه ، و شرح نکبت پر محنت آنان مع سایر اوضاع و رسوم آن زمان پر شکوه از خوشگذرانی و تجمل پرستی مردم و اشتغالشان بپاره امور لایعنی از لهو و باری و غیر هامیباشد . اما اختصاص و امتیازی که این جزو راست ؛ آنکه مندرجاتش با وطن محترم و هموطنان سلف ما بیشتر مربوط و علاقه دار است ؛ از اینرو جسارت بعرض میکنم ؛ که مطالعه این داستان تاریخی بجهه ماها سودمند تر از مطالعه بعضی قصص و ( رومانها ) ئی است که از السنه فرنگی ترجمه میشود , که بحث هایش همه دایر بامور و اوضاع اروپائیان میباشد ؛ پس هرگاه این ترجمه پسند خاطر مطالعه کنندگان گردید بعد از اتمام عمل ترجمه علیحده نیز طبع میگردد و الافلا

در اینمورد یک کلمه هم عرض کرده و شروع بذی المقدمه نمائیم . و آن اینکه هر گاه احیانا این کتاب را در آن پایه از مزیت و کمال که گفتیم و در آن درجه از حسن و جمال که برشمردیم نیابند آن گفته ها را حمل بر عدم صدق و واقعیت نفرمایند ؛ و بلکه بدانند که کلک نارسای مترجم ناچیز آن را ضایع نموده و قصور و یا تقصیر نگارنده قاصر از جلوه و دل آرائی آن کاسته است . ورنه در مزیت و امتیاز اصل عربی جای شبهه نیست ؛ و گمانم آنکه بواسطه همین اعتراف و اقرار بر قصور که از پیش کردم , حضرات مطالعه کنندگان نیز در موارد برخوردن به خطا و نقض های ترجمه معذورم داشته و بنظر اغماض پاک بینانه و بزرگوارانه خود از آن در گذرند ؛ چه معلومست که تمام مردم در ساختن یک کاری مثلا با هم برابر نیستند بلکه درجات خلق از هم متفاوت است . پس از این توقع کار اعلی را نباید کرد و از مبتدی چشم نادره کاریهای منتهی را نباید داشت . و همینقدر باید تحمل هر کس نسبت ببضاعتش نگریست و از دستش آنچه بر آمد قانع بود و نعم ماقبل

بر دسته گل نیز به بندند گیارا                                      هر چند نه بندند بهم ارض و سما را

( تبریز ) شوال  1323 هجری مترجم ( ج ...خ )